نتایج جستجو برای عبارت :

قصه ی سه خواهر

 
معمای هفت خواهر در کلبه:
 
 
هفت خواهر به یک کلبه رفتند و تصمیم گرفتند که هر کدام کاری را شروع کنند.
اولین خواهر خواندن یک رمان را شروع کرد، دومین خواهر تصمیم گرفت پنکیک درست کند، خواهر سوم تصمیم گرفت شطرنج بازی کند، خواهر چهارم جدول حل کرد، خواهر پنجم لباس ها را شست و خواهر ششم تصمیم گرفت گل و گیاهان را آبیاری کند.
خواهر هفتم چه کاری انجام می داد؟
 
 
 
در ایامی نه چندان پیش از این تر        سه خواهر بودی اندر شهر دختر
دو خواهر از یکی دیگر بزرگتر            یکی کوچکتر از آن هر دو خواهر
پدر بر هر سه عاشق تر ز مجنون         به عشق دختر کوچک که برتر
ز عشق بیش او بر دخت کوچک          دو خواهر دوست تر میداشت مادر
پدر چون رخت از این دنیا بدر کرد      حکومت گشت اندر دست مادر
ز ثروت آن دو خواهر را فزون داد       نصیب دختر کوچک که کمتر
چو آن دختر برفت از پیش مادر          به شوهر خار شد زآن کار مادر
تمام عمر با ای
بعد از دیدن آخرین قسمت از فصل 4 شرلوک هلمز،وقتی که یوروس هلمز خواهر شرلوک هلمز رو دیدم،تعجب کردم.شرلوک هلمز خواهر داره؟؟؟؟؟؟؟مگه داریم؟مگه می شه؟ولی غافل از این که به خواهر هلمز در کتاب های آرتور کانن دویل هم اشاره شده بود.خب،برید ادامه ی مطلب. :)
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
مشهد-نیشابور-سبزوار-شاهرود-تهران-قم
السلام علیک یا بنت موسی ابن جعفر
مسیر بین برادر و خواهر رئوف برادر و خواهر مهربان برادر و خواهر کریم برادر و خواهر جان
جاده ای که هردوطرفش وصل میشود به نور
خیلی سنگیت میخواهد نامهربان بودن و بدخلق بودن در این مسیر سراسر مهر
ومن سراسر سنگ وسط این جاده چه میکنم؟
- خواهر شه خراسان:
حرفهای نگفته بسیارند،
بغضهای نهفته بی پایان؛
دریاب خواهر شه خراسان(ع)
 
- خاک قم:
قم را که مدفن دخت کاظم است
خاک اش بوی گل یاس می دهد
معصومه حسی پر احساس می دهد
 
- معصومه(ع):
معصومه با عصمت عجین است
از غربت اخو اندوهگین است
او خواهر نور هشتمین است
 
- خواهر خورشید:
او خواهر خورشید و ماه است
شیعه را قم قبله گاه است
از لطف و مهر معصومه
 
- قطعه ای از بهشت:
بانو! تو از اهل کریمان بهشتی؛
از برکت وجود نازنین ات
قم را قطعه ای از بهشت نوشتی
بسم الله الرحمن الرحیم
از نعمت بزرگی به نام خواهر محرومم...
به نظر من کسایی که خواهر ندارن نباید برن جهنم:)
هرجاهم هم که یکی رو خدا سر راهمون قرار داد که مثل خواهرمون باشه روزگار ازهم جدامون کرد...
نیاز مبرمی به وجود نازنینی به نام خواهر دارم...قدر بدونید خواهر دارها
پی نوشت1:احتمالا ازنوع پیام هامون حالتون بد بشه من خودم قبلا این نوع حرف زدن دخترا رو لوس بازی میدونستم اما الان دست خودم نیست و لوسِ لوسان میباشم
پی نوشت۲:دلم برا یه خواهر بیانی به
خواهر و برادر‌ها ممکن است بیش از پدر و مادر در زندگی ما تاثیرگذار باشند
 
نقشی که خواهر و برادر‌ها در زندگی ما دارند، کمتر موضوع پژوهش قرار گرفته است. آن‌ها نه مثل پدر و مادرند نه شبیه دوست یا همسر. خواهر و برادر‌ها در تمام طول عمرمان، جایی آن دور و بر‌ها در حال پرسه‌زدن‌اند، ممکن است آنقدر برایمان خوبی کنند که هیچ‌وقت نتوانیم جبران کنیم و ممکن است چنان آسیب‌هایی به ما بزنند که هیچگاه درمان نشود.
ادامه مطلب
خواهرم چندین سال است که عروس همدانی هاست. برای کاری بدون همسر آمده بود تهران و قرار بود تا آخر هفته مهمان خانه ی پدری باشد. کار اداری اش که زودتر از موعد تمام شد تصمیم به برگشت گرفت و به همسرش خبر نداد تا سورپرایزش کند. همان روز هم شوهر خواهر تصمیم میگیرد بی آنکه به خواهر بگوید تهران بیاید و آخر هفته در کنار هم باشند به صفا و خوشی..
خواهر رفت رسید همدان و  شوهر خواهر وقتی رسید تهران فهمید که چه شده است. بنده خدا  عرق تنش خشک نشده دوباره برگشت همد
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
مشهد-نیشابور-سبزوار-دامغان-شاهرود-تهران-قم
السلام علیک یا بنت موسی ابن جعفر
مسیر بین برادر و خواهر رئوف برادر و خواهر مهربان برادر و خواهر کریم
جاده ای که هردوطرفش وصل میشود به نور
خیلی سنگیت میخواهد نامهربان بودن و بدخلق بودن
ومن سراسر سنگ وسط این جاده چه میکنم؟
سال گذشته شب یلدا ، همه‌ی خاله ها و بچه ها و نوه ها خونه‌ی مادربزرگم دعوت بودیم و مراسم شب چله اونجا برگزار شد. از اونجایی که امسال خیلی ها باید طرف همسرهاشون رو هم راضی نگه میداشتن، پنجشنبه شب رو یک ویلا خارج از شهر رزرو کردیم و همگی دور هم جمع شدیم و تا عصر جمعه در کنار هم بودیم و خیلی خوش گذروندیم.
و اما دیشب که شب یلدای اصلی بود با خواهر شوهرها و پسر خواهر شوهر منزل مادر شوهر جمع شدیم به صرف کوفته که خواهر شوهرم پخته بود و میوه و دسر که ما آم
هوالرئوف الرحیم
مامان چون خواهر نداشت، وقتی دید بچه اولش دختره، خیلی دلش می خواست دخترش خواهر داشته باشه که خدا لطف کرد و من رو بهش داد. 
اما هدفی که از خواهر داشتن قرار بود به من و اون برسه، هر روز داره کمرنگ و کمرنگ تر میشه و اول من و بعد اون جایگاه حمایتگری و خواهری رو برای هم داریم از دست می دیم. بخاطر رفتارهای جدیدش و ادعا های جدیدش و انتخابهای جدیدش من که به کل ازش کناره گیری کردم و اون هم یواش یواش...
سر رضوان اصلا اخلاقش اینطوری نبود. ولی
دعوای خواهر و برادر یک برادر با خواهر یک امر طبیعی است.
خوب است که احساسات، کلمات و اعمال قوی بین خواهر و برادر وجود داشته باشد.
مبارزه و استدلال بین خواهر و برادر طبیعی است و نیاز به مدیریت دارد.
چگونگی یادگیری کودکان برای حل مشکلات و توسعه استراتژی هایی که می توانند در دیگر شرایط درگیری استفاده کنند.
دعوا با خواهر و برادر نیز بخشی از این است که چگونه فرزندان خود را در خانواده کار می کنند.
تمایل و شخصیت تأثیر زیادی بر توانایی کودک برای مدیریت
دعوای خواهر و برادر یک برادر با خواهر یک امر طبیعی است.
خوب است که احساسات، کلمات و اعمال قوی بین خواهر و برادر وجود داشته باشد.
مبارزه و استدلال بین خواهر و برادر طبیعی است و نیاز به مدیریت دارد.
چگونگی یادگیری کودکان برای حل مشکلات و توسعه استراتژی هایی که می توانند در دیگر شرایط درگیری استفاده کنند.
دعوا با خواهر و برادر نیز بخشی از این است که چگونه فرزندان خود را در خانواده کار می کنند.
تمایل و شخصیت تأثیر زیادی بر توانایی کودک برای مدیریت
 
 
تست هوش خواهر دوقلو
تست هوش خواهران دوقلو
دو خواهر دوقلو به نامهای ژمینا و تمینا هستند که یکی همیشه راست می گوید و دیگری همیشه دروغ! شماره تلفن منزل آنها را داریم و می دانیم با تماس ما، یکی از این دو خواهر جواب تلفن را خواهد داد.
به منزل ایشان زنگ می زنیم و اینگونه مکالمه را آغاز می کنیم: “سلام، آیا تمینا دروغگوست؟!”
 
"سه‌ خواهر" درباره ی پوسیدگی و نابودی اشرافیت اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن بیست روسیه است. نمایش نامه داستان زندگی و دل‌مشغولی خانواده ی پروزروف است که از سه خواهر به نام های اولگا، ماشا و ایرینا و برادرشان آندره‌ئی تشکیل شده است._________________این نمایش نامه، زنانه ترین نمایش نامه ی چخوف است و شاید همین تبحّر او در نگارش "نزیسته ها" بود که باعث شد چخوف در بین انگلیسی زبانانِ دنیا، بعد از شکسپیر بیشترین طرفدار را داشته باشد._________________نام کتاب: #سه_خواه
کاش لغت ژاپنی «خواهر» را می‌دانستم. آن‌گاه می‌توانستم او را با یک کلام خوب همراهی کنم. بودا، خدای او، می‌گفت: «بخشیدن مال به یک انسان می‌تواند او را هفت سال سیر کند، اما یک کلام خوب می‌تواند او را هفتادوهفت سال سرشار نگه دارد.»چین و ژاپن ص ۶۹ و ۷۰
این چند روز خوشحال بودم. یعنی اولش داشتم ناراحت میشدم و هورمون‌ها داشتند فوران میکردند که تو گفتی پاشو بیا برویم دور دور. رفتیم، با خوانواده تو. فی‌الواقع آنجا که ما بودیم، ما خانواده محسوب می‌شدیم برای دیگران! آن شب خیلی خوش گذشت، علی رغم تمام گرما و گرفتگی های هوا و غریبه‌گیِ من. 
فردا و پس فردایش هم خوب بود. کلا خوب بود، غیر از این هوای کثافت، این تهرانِ کثیف. منی که مجبورم فردا بروم، هم امتحان دارم هم آزمایشگاه. حالت جامد کتاب نخواندم، ه
سلام دوستان
سوالی دارم که شاید باعث خنده تون بشه ولی واقعا ذهن من رو درگیر کرده، از قدیم تا امروزه اکثر عروس خانم ها از خواهر شوهر بد میگن، از رفتارش و اخلاقش، شاید واقعا این جور چیزی وجود داشته باشه از دو بهم زنی، از غیبت، از حسادت و ... .
تا یک ماه آینده بنده خواهر شوهر میشم و دوست دارم رابطه خوبی با عروس مون داشته باشم، از شما عروس خانم های گل میخوام کمکم کنید و بگید چه رفتار و حرف هایی از جانب خواهر شوهر تو دوران عقد باعث ناراحتی تون میشد و چ
**خواهر**
خواهر عجب امنیت خوبی ست ....
می توانی با او خود خودت باشی. می توانی با او دردهایت را هرچند ناچیز هرچند گران بی خجالت با او درمیان بگذاری از حماقت هایت بگویی .
خواهر عرف نیست عادت نیست معذوریت نیست. خواهر از هر نسبتی مبراست.سایبان دلچسبی است تا خستگی ات را به فراموشی به فراموشی بسپاری...خواهر داستانش با بقیه فرق داره موجودیست که بوی مادر میدهدو مثل پدر مثل کوه پشتت وایمیسته. 
به نظرم میشه بعضی وقتا گفت= بهشت زیر پای خواهران است...
به سلامتی
 در 20 اسفند سال 1335  جهان هستی گوهری را در اغوش گرفت که مادرش فاطمه و پدرش حسن وی را قاسم نامیدند. او در روستای کوستانی و دور افتاده ی قنات ملک در شهرستان رابر از توابع استان کرمان در خانواده ای مذهبی زاده شد .او فرزند وسط خانواده و دارای یک خواهر و برادر بزرگتر از خود و همچنین خواهر و برادری کوچک  تر از خود بود . 
ان ها زندگی عشایری داشتند و پدر ایشان به کار کشاورزی مشغول بودند.
 
 
       پیشتر ها یک همسر، فرزند دختر، خواهر، لولی، خواهر زاده، برادر زاده، عروس، زن دایی، زن داداش، دختر خاله، دختر عمه، دختر عمو، دختر دایی، پزشک و خانمِ همسایه اینجا می نوشت . من بعد با حفظ تمامی این سمت ها یک خواهرشوهر در اینجا می نویسد.
بهترین پیام های تبریک تولد عاشقانه و دوستانه و رسمی ویژه همسر و خواهر و  برادر کاملا اختصاصی
پیام
تبریک تولد(همسر و برادر و خواهر و عاشقانه و دوستانه و رسمی) 2019 کاملا
اختصاصی از رز موزیک شامل جدیدترین متن های سال 97 و 98.
این مجموعه با زحمات فراوان جمع آوری شده امیدواریم اون رو با دوستانتون به اشتراک بگذارید. در آخر نظر یادتون نره.
همچنین ببینید: دانلود آهنگ تولدت مبارک ویژه تمامی ماه ها و سنین.

ادامه مطلب
هفته ی قبل که صبح ها کارآموزی غدد بودم چند تا عصر هم شیفت داشتم تو بیمارستان
کاردانشجویی،  این هفته هم که گذشت از یکشنبه تا خود امروز صبح ها تمام بیمارستان
کاردانشجویی بودم عصر ها هم غیر 2 روز کارآموزی ccu ...
دلم میخواد دقیق و با همه ی جزییات بنویسم ولی خواب چشمامو پر کرده !
فقط میگم ابن هفته جدید قراره خونه خواهر باشم ، فردا بلیط داریم از شهر ما به مقصد شهر خواهر....
از بچگیم همیشه دوست داشتم برادر داشته باشم
راستش وقتی میدیدم یکی داداش داره  داداشش بهش زنگ میزنه باهم حرف میزنند حتی باهم دعوا میکنند حسودیم میشد 
خواهر بودن با داشتن برادر تکمیل میشه  اگه صدتا هم خواهر داشته باشی ولی یه برادر نداشته باشی که براش خواهری کنی اون رسالت خواهرانت ناقص میمونه حتی به نظرم معنی برادر هم با وجود خواهر تکمیل میشه 
یه معلم عربی داشتیم میگفت عربا یه ضرب المثلی دارند میگن خواهر بدون برادر عین سرباز بدون سلاح توی مید
Sister 2018 1080p BluRay,انیمیشن Sister 2018 با دوبله فارسی,انیمیشن سیستر Sister 2018,انیمیشن نامزد اسکار 2020,تماشای آنلاین فیلم,خواهر,دانلود انیمیشن Sister 2018,دانلود انیمیشن جدید,دانلود دوبله فارسی انیمیشن Sister 2018,دانلود رایگان انیمیشن Sister 2018,دانلود فیلم Sister 2018,دانلود فیلم کوتاه Sister 2018,سایت دوستی ها,سیستر,کارتون خواهر Sister 2018 با زیرنویس فارسی,کارتون سیستر 2018,
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
روایت داریم از امام صادق علیه السلام که یکی از معانی رجب بارش است
اگر مقصود از بارش همان بارش رحمت الهی باشد
خودم را به مانند کسی میبینم که از ترس خیس شدن زیر چتر در باران قدم میزند
رجب ماه ترسوها یا شاید بهتر باشد بگویم ضعیف ها نیست رجب ماه عشاق دلیر است
کاش میتوانستم در رجب المرجب به حضور ولی خدا برسم و زیارت رجبیه بخوانم
خیلی غم انگیز است در جوار امام رئوف باشی و از آخرین زیارتت شاید یک ماه بگذرد
از امام رئوف گفتم چقد
بازم دم شوهرخواهر گرم. از شهرستان زنگ زده و روز معلم رو تبریک گفته و میگه روز تو رو نباید فراموش کرد چون تو حواست به همه چی هست. روز مو فرفری ها، روز چپ دستها، روز چاقها، روز باستان شناسها، روز تولد و سالگرد ازدواج و عقد من رو همیشه به من تبریک میگی شوهر خواهر گرامیم رو تونستم خوب معرفی کنم؟!
+ از مجموع ۳ جاری و ۱ خواهر شوهر و ۱ شوهر خواهرشوهر و ۲ برادرشوهر  معلم هیچکدام برایم پیام تبریک ندادند. من نیز محبوبیم کلا ما معلمها اینجوری هوای همو داری
بیشترین زمانی که کودک از تک بودن خودش ابراز ناراحتی می‌کند زمانی هست که نیاز به هم‌بازیدارد و به علت مشغله‌های والدین و نبودن خواهر و برادری، امکان بازی کردن با فرد دیگری برای کودک فراهم نمی‌شود. این موضوع سبب ناراحتی و درگیری ذهنی کودک می‌گردد.
در زمان‌هایی که کودک مشغول بازی کردن با همسالان یا با بزرگ‌سالان هست خیلی به نبود خواهر و برادر فکر نمی‌کند. اما در زمان‌های تنهایی بیشترین و بزرگ‌ترین دغدغه او نبود هم‌بازی است و مرتب از خ
پریروز برای خواهر زاده ام کتاب قصه خریدیم.(من نخریدم یکی از آبجی هام خرید.) داستان درباره ی یه بچه است که کثیفه و می خواد بره حموم.آبجیم براش قصه رو از روی نقاشی های کتاب تعریف کرده و دیروز بعد از چند دقیقه غافل شدن ازش دیده خونه ساکته. می ره سراغ خواهر زاده ام .فکر کنین با چی مواجه میشه؟داشته با داشتن یه قیچی در دست، عکس بچه ی کثیف داستان  رو در میاورده!
آبجیم جیغ زنان گفته : داری چی کار می کنی؟
خیلی ریلکس جواب داده:مااامان عموم..عمووم..کثیف...
(عمو
دانلود آهنگ جدید هویار به نام خواهر
Текст песни khahar Hooyar
یه خواهری دارم که هیچکی ندارهУ меня есть сестра, у которой ничего нет
از توو چشاش هرشب میباره ستارهТвои глаза полны звезд каждую ночь
دل بیقرار تو این دنیا کنار تو عشقه

ادامه مطلب
خواهر که داشته باشی اگه یه دنیا دشمنت باشن خواهرت رفیقته ...
خواهر که داشته باشی یعنی یه پناهگاه همیشگی داری ...
خواهر که داشته باشی شب های دلگیری نداری ...
خواهر که داشته باشی اصلاً غم نداری ...
خواهر که داشته باشی یکی هست که اشک رو از صورتت پاک کنه ...
خواهر که داشته باشی انگاری دنیارو داری ...



خواهر یعنی یه لبخند واقعی گوشه لب؛ برای همیشه
خواهر یعنی : مهربون بودن
خواهر یعنی : درددل خوب گوش دادن
خواهر یعنی : تو هر شرایطی کنارت بودن
 

مینویسم با قشنگ
پرسشنامه مشکلات شخص با خواهر فرمت فایل دانلودی: .zipفرمت فایل اصلی: وردتعداد صفحات: 2حجم فایل: 10 کیلوبایت قیمت: 4500 توماندانلود پرسشنامه استاندارد مشکلات شخص با خواهر، در قالب word و در 2 صفحه به همراه راهنمای نحوه نمره گذاری، روایی و پایایی و منبع مورد استفاده…توضیح :این پرسشنامه دارای 25 سوال است که برای اندازه گیری شدت مشکلات مراجع در رابطه او با خواهر تدوین شده است.ویژگی پرسشنامه (بطور خلاصه) :تعداد گویه ها : 25تعداد مولفه : مولفه نداردروایی
شما به عنوان مشاور در کتابخانه ای در بریتانیا استخدام شده اید. شما به خاطر این موضوع بسیار هیجان زده هستید و همراه با خواهر خود جشنی ترتیب داده اید. اما هنگامی که خواهرتان توسط کتابی اسرارآمیز و خطرناک بلعیده می شود همه چیز به سرعت تغییر کرده و ترس و وحشت تمام وجود شما را فرا می گیرد. حال این وظیفه شماست تا برای نجات او به دنیای ناشناخته ها که سرشار از دلهره و وحشت است سفر کرده و خواهر خود را نجات دهید. اما آیا شما قدرت کافی برای مقابله با اهریم
چهره زیبایی که افراد دارند چقدر به خاطر ژنتیک و چقدر به خاطر محیط شونه؟، گویا اشخاص زیادی به این موضوع فکر کردند اما عده کمی بودند که اون رو آزمایش کردند.
پژوهشگری به نام آنتونی لی برای اولین بار به شکل خاصی اون رو آزمایش کرد. اون و گروهش در ابتدا عکس هایی از چهره 1193 خواهر و برادر جمع آوری کردند و از تعدادی ناظر خواستند این تصاویر رو در جذابیت و مردانگی امتیاز دهی کنند. 
از اونجا که خواهر و برادرها دارای ژن های مشترک هستند اگه واقعا جذابیت افر
اوایل عید با همکاری آموزش و پرورش و وزارت ارتباطات ۲۰ گیگ اینترنت رایگان برای همه ی معلمین بابت تدریس های مجازی فعال شد. چه بد موقعی هم فعال شد. تمام ۲۰ گیگ بسته ی من صرف دانلود فیلم و سریال و نشستن پای کنسرت اینستایی فرزاد فرخ شد 
فیلمها و سریالهایی که دانلود کردم:
۱۹۱۷(عالی. پیشنهاد مهدی میرزا)
مطرب(افتضاح)
هزار تو(عالی به پیشنهاد نسرین بانو)
ایده اصلی(ندیدم هنوز)
قسمت ۱ تا ۲۰ سریال کرگدن (عالی. دو بار دیدم)
زنان کوچک(ندیدم هنوز به پیشنهاد هما
تنها چیزی که این روزا غمگینم میکنه دور شدنش هست 
وقتی بهش فکر میکنم بی اختیار چشم هام خیس میشن... همین جوریشم چون که خواهر ندارم کلی احساس خلا و تنهایی میکنم
از کل دنیا ی دلم به داشتن برادر بزرگتر خوش بود که اونم میشه دورترین نقطه
تو این دنیا
اولین روزی که فهمیدم رفتنش حتمی شده آخرین امتحان ترم 2 بود 
که از خود شهر دانشجویی تا خود خونه بکوب گریه کردم 
همین جوریشم سالی 3 بار بیشتر نمیدیدمش 
ولی اینکه وقتی بهش فک کنی و بدونی حتی دیگه دستت هم بهش ن
این دنیا موعود خودشو میخواد... روزها بیقرار و بیتاب اومدن موعودی هستن که حق حسینیا رو بگیرهآقایی که خودشم عزادارهآقایی که همه چی با اومدنش بر میگرده سر جایی که باید باشهدنیا پر از زیبایی میشه آدما دیگه گرگ نباشنو مثل خواهر و برادر با هم رفتار کنننه این خواهر برادرا ها...مثل امام حسین و حضرت زینب... فقط دیگه یزیدی نیست ... عاشورا تکرار نمیشه :) همه دلشون پاک و مهربون و بزرگ میشهدنیا پیشرفت میکنه و پیشرفتا در خدمت انسان برای تکاملش  و رسیدنش به اوج
حاجت به شرح آن نیست،دردی که خود عیان استاین اشک شور گونه، شیرین ترین بیان استاز عشق یوسف مصر یک دل فقط جوان شددر خیمه ی حسینی، دلها همه جوان استبالاترین عبادت، شادی قلب زهراستشادی قلب زهرا، ذکر حسین جان استزهرا تمام ما را با اسم می شناسدنزدیک درب هیئت چشم انتظارمان استاین سرخی بدن ها، یا این به سرزدن هااز جهل سینه زن نیست، از عشق بی کران است"اینجا گناه بخشند، کوهی به کاه بخشند"وقتی که پیرمردی، با عشق روضه خوان استآهی کشید خواهر در ماتم براد
ساعت نه شب بود . از خانواده خواستگار هنوز خبری نبود ‌. طاقت پدر جان طاق شده بود ، رو به مادر کرد و گفت : شاید نمی خواهند بیایند . حدود ساعت ۱۰ بود که بالاخره خواستگار ها آمدند ؛ از چهره پدر داماد چیزی معلوم نبود اما معلوم بود که مادر داماد دلش راضی به این وصلت نیست . خواهر داماد را هم اگر کارد می زدی خونش در نمی آمد . آقا جان کلی از کمالات عروس خانم گفت  . مادر جان هم چشم به گل های فرش دوخته بود تا از نگاه های سنگین خواهر و مادر داماد در امان بماند ؛
 
۱۷ نفر مهمان نوروزی این روزهایم کم بود که به لطف مسئولین امر ، و تلاش های بی شمار عروس و خواهر گرامیش و خواهر خودم 
۸  نفر دیگه امروز و امشب و تا پایان تعطیلات هفته قراره مهمان خانه ی ما باشند و دریغ از یک کمک از طرف میزبانان (عروس و خواهران)  :|
وسایل پذیرایی آماده ، لوازم و وسایل خواب آماده تر ، و مسئول پذیرایی هم که بنده باشم در حال آماده باش !
خودشون دعوت کردند و گفتند بیایند بعد برای اینکه خاطر ما مکدر نشود اجازه خشک و خالی در آخر از من و پدر
میان جمع باشی و  احساس تنهایی کنی ، کاش فقط احساسِ تنهایی بود ، اما این اوضاع و شرایط نشانگر تنهایی مطلق منه ، خنده داره که بگم خواهر دارم ، که بگم به خونم تشنه است ، که بگم 2 نفری دست به یکی کردن تا منو نابود کنند ، که هرجا میشینن از من بد میگن ! خنده داره که بگم هر چقدر محبت کردم و از وقت و تفریحات خودم براشون زدم  حالا بهم به چشم یه غریبه نگاه میکنند که تو عمق نگاهشون میگن غلط کردی که کاری برامون کردی! 
خنده داره که بگم دائم میشینن کنار مامان و ا
خب من دیروز عصر از مشهد رسیدم شهر خواهر و امروز صبح از شهر خواهر برگشتیم خونه خودمون
واستون بگم که مشهد خیلی بهم خوش گذشت
جزییاتش بمونه واسه پست بعدی
اینم اضافه کنم که بدجور سرما خوردم، سینوسهام عفونی شدن و صورتم سنگین شده و درد میکنه ،
از طرفی نمیدونم چرا بدنم حساس شده به آنتی بیوتیک و ضد التهاب ها واکنش میده و کهیر میزنم...
خب سخته ، با این وضع فردا هم برم باقی شیفتهای سوختگی رو شروع کنم ... امیدوارم واسه فردا
عصر نوبت دکتر متخصص گیرم بیاد که د
اعضای خانواده و افراد دارای نسبت خانوادگی در زبان گیلکی!
‍‍‍‍‍
* پئر/ پیئر (=پدر)
* مار/ مائار (=مادر)
* پسر/ ریکا/ وچه (=پسر)
* دتر/ کیجا/ کؤر/ کیله/ لاکۊ  (=دختر)
* برأر (=برادر)
* خاخۊر (=خواهر)
* دأیی (=دایی)
* ماشل/ هالۊ (=خاله)
* عامۊ (=عمو)
* عممه (=عمه)
* عامۊ پسر (=پسر عمه) 
* عامۊ دتر (=دختر عمو) 
* عمه پسر (=پسر عمه) 
* عمه دتر (=دختر عمه)
* دایی پسر (=پسر دایی) 
* دایی دتر (=دختر دایی) 
* ماشل پسر (=پسر خاله) 
* ماشل دتر (=دختر خاله) 
* ماشلزه (=خاله‌زاده)
* برأرزه (=برادر
آیا شما هم بعد از ازدواج خواهر و برادران بزرگتر خودتون احساس غم می کنید؟
من از طرفی برای اون ها خوشحالم و شاید هیچ حسادتی هم نداشته باشم، اما گاهی اوقات احساس افسردگی و غم میکنم، انگار قبلا که اون ها بودن پشتوانه داشتم! هر چند همه ش توی سر و کله هم میزدیم! (دعواهای خواهر و برادری و ... طبیعیه)، ولی بعد از ازدواج شون انگار که من هر روز فقط به این فکر میکنم که من هم باید کسی رو داشته باشم.
ازدواج پسر عمو و عمه و ... هم سن و سال هام زیاد تاثیر نذاشت، ولی
#یادش_بخیر
یادش بخیر هر وقت حرف از مناطق و راهیان نور میشد کلی شوق و شور تو چشماش میدیدم . چند بار گفت بیاید دسته جمعی بریم من براتون روایت کنم . ولی حیف هیچوقت جور نشد بریم . چقدر ذوق مناطق رو داشت و به عشقش که شهدا بودن رسید . خوش به حالش ...
خاطره از خواهر شهید لطفی
شهید راه نابودی اسرائیل 
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر
پیام تسلیت رئیس ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) درپی درگذشت خواهر تولیت آستان قدس رضویرئیس ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) درگذشت خواهر تولیت آستان قدس رضوی را تسلیت گفت.
به گزارش ایسنا، متن پیام محمد مخبر به شرح زیر است:
«حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج شیخ احمد مرویتولیت محترم آستان قدس رضوی
سلام و علیکم
ضایعه درگذشت بانوی مومنه، همشیره مکرمه‌تان موجب تاسف و تألم گردید.اینجانب ضمن عرض تسلیت به جنابعالی و بستگان داغدار، از درگ
دوستان کنکور تجربی که فردا آزمونتون هست با اعتماد به نفس بالا آزمون بدید و خودتون و باور کنید
دوست گلم نیلوفر جان میدونم داغ دیده ای اما برات بهترین ربته رو آرزو میکنم و امیدوارم اعتماد به نفست رو از دست ندی دوستم و موفق باشی❤باورت دارم خودت هم خودت و باو کن خواهر جان❤
فرزانه جان شماهم همینطور موفق باشی مهربونمباورت دارم خودت هم خودت و باوز داشته باش و با اعتماد به نفس بهترین رتبه کنکورت و بده و موفق باش ❤
عاشقتونم دو تا خواهر گلم موفق باشی
#یادش_بخیر
یادش بخیرسال ۸۵ میخواستم برم مناطق جنگی . بهم گفت یه دیوار توی طلائیه هست که من روش یه جمله نوشتم . اگه تونستی پیداش کنی . منم وقتی به طلائیه رسیدم تا دیوار رو دیدم خطش رو شناختم . چون هیچکس هنوز به این خط وارد نبود .
 ( احب الله من احب حسینا ) 
ازش عکس گرفتم و وقتی برگشتم نشونش دادم . لبخندقشنگ همیشگی رو زد و گفت آففففرین همینه . یادش ‌بخیر ...
خاطره از خواهر شهید لطفی نیاسر
شهید راه نابودی اسرائیل
شهید محمد مهدی لطفی نیاسر
سلام دوستان عزیز
صحبتی که دارم یه درخواست هستش از کسانی که تو موقعیت شبیه خانواده من هستن ممنون میشم بهش توجه کنید .
یه خانواده 6 نفره هستیم، 3 تا خواهر دارم و پدرم بشدت تعصبی ،من دختر دوم خانواده هستم و شاغلم، 23 سال دارم، همه خواهرها 3 سال با هم اختلاف سنی داریم، خواهر بزرگترم هم شاغل هستش، برای ازدواجش خواستگار داره اما خیلی مشکل پسنده و اگه خواستگاری برای ما بیاد علنا مخالفت میکنه، یعنی کسی جرات نمیکنه بگه خواستگار دارم. 
یه دختر جوون باید
خواهر زادم چند وقت پیش از خواهر کوچیکم که پزشکه میپرسه که خاله راست میگن آدم با یه کلیه هم میتونه زندگی کنه خواهرم میگه آره میشه با یه کلیه هم زندگی کرد
بعد میگه خاله یعنی هیچ مشکلی برامون پیش نمیاد خواهرم میگه نه هیچ مشکلی پیش نمیاد
میگه دیگه کدوم از اعضای بدنمون رو بیرون بیاریم مشکلی پیش نمیاد 
خواهرم یه چنتایی نام برد گفت بدون اینا هم میشه زندگی کرد
گفت اونوقت همه اینا روهم چند کیلو میشه
خواهرم میگه خاله واسه چی داری اینا رو میپرسی
میگه خ
خواهر بزرگ بزرگه داشت از کشاکش و مشکلاتش با ساینایی میگفت که توی سن بلوغ هست،باوجود تمام مراقبت ها و منع فضای مجازی،مدرسه غیرانتفاعی و سطح بالا،باز هم در میان دوستان دخترش کسی پیدا میشه که ان ها را تشویق به شنیدنِ موزیک هایی که درواقع میشه گفت محتوای آن فقط فحش های رکیک است که کمی چیدمان ادبی دارد!
ساینایی که دوست دارد مثل دوستانش در اینستاگرام فن پیج این به اصطلاح خواننده را مدیریت کند.
دراین بین ماه بانو با تعجب پرسید"چی گفتی؟" خواهر بزرگه
رامبد جوان فوت کرد
رامبد جوان فوت کرد بازیگر شایسته و مردمی ﺸﻮﺭﻣﻮﻥ ﺳﺎﻋﺘ ﺶ ﻓﻮﺕ ﺮﺩ.رامبد جوان از جمله بازیگران مستعد و توانمند سینما و تلویزیون ایران بود که با خلق آثاری به یادماندنی از خود هنر ماندگاری را برجای گذاشته است.رامبد جوان ﻪ ﺍﺯ ﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﺶ بدلیل حجم شدید کاری و پروژه های طاقت فرسا با مشکلات عدیده ای دست به گریبان بود،ﺳﺎﻋﺘ ﺶ ﺩﺭ منزلشان کیک تولد خواهر زاده اش را فوت کرد. ذکر است خواهر زاده ی وی از این اقدام رامبد جوان دلگ
من امروز با دختردایی های کوچولویم غرق در شادی بودم، شادی هایی هر چند کوچک و ساده، اما زیبا و دل نشین. آن قدر خوشی های بی غل و غش و بی آرا و بیرایی هستند که سریع در دل می نشینند و کنج دلت جا میگیرند. هر لحظه می توانی حسادت دو خواهر را حس کنی وقتی فقط دست یکیشان را گرفتی، می توانی لوس شدنشان را ببینی. وقتی می رقصی، صدای لطیفش را می شنوی که میگوید:« اون جوری نه، این جوری!» و دست هایش را با ناز و عشوه در هوا تکان می دهد و تو نگاه شادمانش را می بینی و در ا
 
واژگانی از جنسِ شور و مهر و شیدایی
 
از اونجا که ظاهراً عاقِّ خواهر شدم
و دیگه توفیقِ ارتباط و پیوند و تماس با او رو ندارم 
همینجا باهاش می حرفم؛
 
خواهرِ نازدانه ام
خیلی اندیشناکِتَم
(یعنی تو فکر تو ام)
الهی داداشت برات بمیره که توی خونه اسیر شدی
برای تو که عادت نداری، خیلی سخته می دونم
اونم توی غربت و تنهایی
خیلی دوست داشتم الان که شرایط سخت شده نزدیکت بودم و برات باعث خیر و برکت و شادی می شدم
یه روز آرزوم با حقیقت پیوند می خوره، مطمئنم
خواه
ای سایه یِ بالا سرِ خواهر، برادر
ای جانِ از جانِ خودم بهتر، برادر
خواهر همان احساس مادر بر برادر
دارم برایت می شوم مادر، برادر
**
ای سوره ، چشمی بر منِ آیه بیانداز
یعنی نگاهی هم به همسایه بیانداز
یک بار دیگر بر سرم سایه بیانداز
بر خواهرانش سایه دارد هر برادر
**
چیزی به غیر از چشم تر دارم؟ ندارم
از گوشه ی زندان خبر دارم؟ ندارم
اصلاً نمی دانم پدر دارم ؟ ندارم؟
دیدم کمالاتِ پدر را در برادر
**
از جانب زُلفت صبایی می فرستی؟
با التماس من دعایی می فرستی
1. دلم برای مادرم تنگ شده. با وجود اینکه دیروز دو بار تلفنی باهاش حرف زدم. هفته‌ی بعد که برگشتم خونه، براش چندتا شاخه گل نرگس می‌گیرم. گل مورد علاقه‌ش.
2. تو اتاقِ هم‌کلاسیم، یه چیزی زیر تختش به چشمم خورد. یه جامدادیِ سیاه بود که روش گل‌های رنگی‌رنگی از جنس فوم چسبونده شده بود. خود جامدادی هم با کوک‌های ناشیانه دوخته شده بود. خندیدم و ازش پرسیدم که این چیه؟ گفت که اینو خواهر کوچک‌ترش براش درست کرده. 
تاحالا ندیده بودم که اون جامدادی رو با خو
برادر من قبل از گرونی ها عروسی کرد، پدرم کل خرج و مخارج طلا و عروسی رو بر عهده گرفت، در خرید خانه و ماشین بهش کمک کرد و هی راه رفت پسرم پسرم عروسم عروسم زد و بعدش هم خواهرم ازدواج کرد و پدرم داماد دار هم شد.
و بعد الان عروس مون حامله هستش و باز پدر و مادرم در حال نوه دار شدن هستن که این وسط من دیگه هیچ چی اصلا!
مشکل من اینه که من اولین کَسی بودم که از سن پایین قبل از اینکه هیچ کدوم از خواهر و برادر های بزرگ تر حرف عروسی رو بزنن بارها بحث ازدواج رو پی
ایدا-نه واستا ببینم الان یادم اومد توکه خواهر نداشتی؟پس این خانوم کیه؟کامران به تته پته افتاده بود-کی گفته من خواهر ندارم؟یهویی دختره از جاش بلند شدو رفت سمت در-احمق خودتی اقا کامران-صبرکن ایدا....واستابا بسته شدن در به طرف من اومدهمش داد میزد-نمیتونستی جلوی دهنت و بگیری؟هاننننننننننننننننن ننن؟-به من چه میخواستی بهش درو غ نگی-که تو زن منی اره؟همون طور که میومد جلو من میرفت عقبیهو دوییدم سمت پله ها اونم شروع کرد پشت سرم بدوییدنبه غلط کردن ا
بسم الله الرحمن الرحیم
 عصر یک روز وقتی خواهر وشوهر خواهر ابراهیم به منزلشان آمده بودند هنوز دقایقی نگذ شته بود که از داخل کوچه سرو صدایی شنیده می شد.ابراهیم سریع از پنجره طبقه ی دوم نگاه کرد و دید شخصی موتور شوهر خواهرشان را برداشته و در حال فرار است.
ادامه مطلب
به اصرار خواهر کوچیکه یکم از ماسک عسل و دارچینش رو به صورتم زدم ...
صورتم بشدت میخاره و بشدت خوابم میاد ...
و یه لحضه تو خیال خودم دیدم که خوابم برده و هرچی حشره و جن و انس و لولو که شبا از کمد ها و زیر تخت میان بیرون به صورت عسلیم چسبیده ...
و صبح با یه صورت سنگین از خواب بیدار میشم و همینجور که سعی دارم بشینم متوجه میشم بالشم هم به صورتم چسبیده ...
وای نه ... (و ابرهای خیال رو از بالای سرم دور میکنم)
خیال شیرینی بود اونم به جهت عسلی بودنش ...
در ضمن کلی ب
وقتی میگی کشورمو دوست دارم حست نسبت بهش میشه خونه،خونه‌ای که مطمئنی صاحب داره... بعد هم تو و همه‌ی دیگه میشید خواهر و برادر، خواهر و برادرها (در یک خانواده‌ی سالم) حتی اگه با نظرات پدرشون جور نباشن حتی اگه قوانین حاکم به خونه را یکی درمیون قبول داشته باشن حتی اگه سلایق همدیگه را نپسندند و گاهی جنگ و دعوا هم داشته باشن حتی اگه ...اما می‌دونند که وقتی خانواده تو شرایط سخت و پر استرس قرار داره باید کنار هم باشند کینه‌های گذشته را بذارن واسه بعد
«وقتی وحید نیست، من به عنوان خواهر برای تو پُررنگ ترم تا وقتی او هست. خاک کربلا هم زینب را یک خواهر تمام عیار برای امام حسین می خواسته. او را پنجاه به علاوۀ یک برای شوهر و چهل و نه درصد، آن هم با احتیاط برای حسین نمی خواسته.»
 
+ احضاریه - علی موذنی
وقتی میگی کشورمو دوست دارم حست نسبت بهش میشه خونه،خونه‌ای که مطمئنی صاحب داره... بعد هم تو و همه‌ی دیگه میشید خواهر و برادر، خواهر و برادرها (در یک خانواده‌ی سالم) حتی اگه با نظرات پدرشون جور نباشن حتی اگه قوانین حاکم به خونه را یکی درمیون قبول داشته باشن حتی اگه سلایق همدیگه را نپسندند و گاهی جنگ و دعوا هم داشته باشن حتی اگه ...اما می‌دونند که وقتی خانواده تو شرایط سخت و پر استرس قرار داره باید کنار هم باشند کینه‌های گذشته را بذارن واسه بعد
السلام علیک یا حسن بن علی ...
شهید لطفی نیاسر هر وقت به اسم امام حسن مجتبی می رسید سراسر وجودش گریه می شد ...
وقتی روضه ها به کوچه های بنی هاشم می رسید ، از خود بی خود می شد و صورتش برافروخته می شد و رگ غیرتش باد می کرد ...
خواهر شهید مهدی لطفی می گفت یه روز رسیدم خونه بابا و دیدم چشم های مهدی پر از اشک شده و بغضی تو گلوش هست ...
گفتم چی شده مهدی !؟ 
گفت امروز  پسره سقط شده ام رو بهم دادن ...
منم رفتم دفنش کردم ...
میخواستم اسمشو محمد حسن بزارم ...
شهید لطفی به
 
اینجا رو آبی کردم چون تورو با رنگ آبی میشناسم :) رنگ غالب پیرهنات !
 
*
 
تو لایو بچه های خوابگاه پسراکه از تو گوشی دوستم داشتم میدیدم یه لحظه رد شدی ! با یه تیشرت و شلوارک تا زیر زانو.
دور بودی روبه روی پنجره و یه سیگار دستت !
نشناختمت!
تا اینکه اون پسره صاحب لایو اسمتو و اورد و ...
آخه کی این اسم عجیب رو جز تو میتونه داشته باشه؟!
نمیدونم چی شد گفتی نگیره ازت یا چی که لایو برای دو دقیقه قطع کرد :)
خواستم بگم دیدمت با اون سیگار تو دستت !
روز به روز خدا ب
مهدی امینی خواه متولد 10 مرداد 1353 در شمیران تهران، بازیگر است. مهدی امینی خواه فارغ التحصیل رشته نمایش در مقطع لیسانس از دانشگاه هنر و معماری تهران است، علاوه بر بازیگری یک تاجر است و به شدت ورزشکار، یک خواهر و سه برادر هم دارد. مهدی امینی خواه متولد 10 مرداد 1353 در شمیران تهران، بازیگر است.
مهدی امینی خواه فارغ التحصیل رشته نمایش در مقطع لیسانس از دانشگاه هنر و معماری تهران است، علاوه بر بازیگری یک تاجر است و به شدت ورزشکار، یک خواهر و سه براد
قرار بود با خانواده ی داماد جدیدمان برای خرید جهیزیه خواهرم به یکی از شهرهای جنوبی برویم. با این وضعیت بنزین دیگر نمیصرفید دو ماشین ببریم! این شد که یک ماشین فول ظرفیت رفتند و من هم حالا با اتوبوس راه افتاده ام که بعد از ده دوازده ساعت اتوبوس سواری، فردا صبح برسم و به آنها ملحق شوم. اگر اینجا را می خوانید و احیاناً کارمند استانداری ای، جایی هستید، می توانید از این مسئله به عنوان برکات گرانی بنزین نام ببرید و از این مسئله گزارشی چیزی رد کنید
روزی یه دختر خیلی زیبایی در پارک دیدم و با او دوست شدم.  اسم اون زیبا بود. مثل اسم‌اش زیبا است. من دوست اون هستم. 
 
ما همیشه با هم دوست خواهیم بود. 
 
یک روز در باغ، او را دیدم و گفتم شما زیبا هستید؟ تو همون زیبای هستی که در پارک با من بازی می‌کردی؟
 
بله، خودم هستم!
تو خواهر داری؟
    نه.
 
من ۱۰ تا خواهر دارم.
 
  خب باهات شوخی کردم من هم خواهر دارم.
 
این چیه پشتت؟   یه جایزه برای خواهرم است.
زیبا؟!
بله
 
تو یکی از خواهرانت رو دوست نداری؟ چرا خب؟
 
آقا بعد اون دعوای خواهر و مادر، مادر با پدر هم قهر کرده . 
بعد امروز منو بابا خونه تنها بودیم گفت 11 ام بریم شهرستان نظرت چیه؟! :/ 
من هم گفتم نظری ندارم :/ 
بعد فهمیدم که حدسم درست بود و خواهر عجوزه ی من رای بابا رو زده نذاره من خونه تنها بمونم و باعث تمام این دعوا ها شده درحالی که بابا خودش راضی بود مامانم راضی بود من نمیدونم چرا تا وقتی من پدرمادر دارم اون عجوزه باید کاسه داغ تر از آش بشه. 
حالا با توجه به اوضاع قمر در عقرب خونه به نظرتون یکم آتش ب
 فروغی که در آسمان ادبیات هرگز خاموشی نخواهد گرفت
فروغ در ظهر ۸ دی‌ماه ۱۳۱۳ در خیابان معزالسلطنه کوچهٔ خادم آزاد در محلهٔ امیریه تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانی‌تبار به دنیا آمد. پوران فرخ‌زاد خواهر بزرگ‌تر فروغ چندی پیش اعلام کرد فروغ روز هشتم دی ماه متولد شده و از اهل تحقیق خواست تا این اشتباه را تصحیح کنند. فروغ فرزند چهارم توران وزیری‌تبار و سرهنگ محمد فرخ‌زاد است. از دیگر اعضای خانواده او می‌توان برادرش، فریدون فرخ‌زاد و خواهر
بیوگرافی مهتاب کرامتی
مهتاب کرامتی متولد 25 مهر سال 1349 در شهر تهران است.  به خاطر مأموریت پدرش یحیی کرامتی، چند سالی را در محلهٔ گلسار رشت زندگی کرد. کرامتی دو خواهر دارد، مادرش استاد دانشگاه و دانش‌آموختهٔ مهندسی صنایع غذایی، خواهر بزرگترش داروساز است.
او بازیگر، تهیه کننده فیلم، کنشگر حقوق کودکان و مدیر هنری ایرانی است و همچنین سفیر حسن نیت و صلح از سوی یونیسف نیز می باشد.
مهتاب کرامتی مدرک رشته میکروبیولوژی دارد. او در سال 1375 دوره های
گاهی که از شاگردام سؤال میپرسم با یه جمله زیبا خطابشون میکنم، مثلا میترا که
همیشه لبخند قشنگ داره و یا عاطفه ستاره کلاس و این قبیل جملات ... حالا چند وقت
پیش یکی از شاگردام صدا زدم وقتی بلند شد، بهش گفتم خواهر قهرمان کشتی(برادرش
قهرمان کشتی هستش) رنگش عوض شد و گفت: خانوم این سؤال تو کتاب نیست... کلاسمون
منفجر شد...

 
وای 
چشمتون روز بد نبینه
وقتی عصری همتا و همسر تو اتاق بودند داشتم تحقیق و ... می کردم که دیدم ای وای نوشته شده 
خواندن خطبه عقد موقت و دائم باید به صورت حضوری  باشه و خواندن خطبه عقد به صورت تلفنی و درصورتی که طرف رو نشناسی باطله
منو می گی یخ کردم
از نوک انگشتان پام تا قبلم بی حس شد
گفتم همسر ، یدقیقه بیا

بعد هم تند تند نت رو نگاه کردم
دیدم 
وای خدا رو شکر
از قرار نظر همه مراجع این هست که می شه تلفنی خوند و فقط آقای مکارم هستند که می گن نمی شه...
بل
وای 
چشمتون روز بد نبینه
وقتی عصری همتا و همسر تو اتاق بودند داشتم تحقیق و ... می کردم که دیدم ای وای نوشته شده 
خواندن خطبه عقد موقت و دائم باید به صورت حضوری  باشه و خواندن خطبه عقد به صورت تلفنی و درصورتی که طرف رو نشناسی باطله
منو می گی یخ کردم
از نوک انگشتان پام تا قبلم بی حس شد
گفتم همسر ، یدقیقه بیا

بعد هم تند تند نت رو نگاه کردم
دیدم 
وای خدا رو شکر
از قرار نظر همه مراجع این هست که می شه تلفنی خوند و فقط آقای مکارم هستند که می گن نمی شه...
بل
به دعوت بانوچه برای بازی وبلاگی آقاگل :
 
خوب یکی از برنامه های کودکی که من خیلی دوسش داشتم دوقولوهای افسانه ای بود ^_^
خوب حالا من میخوام نامه بنویسم برای جولزو جولی دوقولهای افسانه ای ^_^
 
سلام بر جولوز وجولی دوقولاهای افسانه ای قهرمانان کودکی من ^_^امیدوارم حالتان خوب باشد و در سلامتی کامل به سر ببرید .
 
اول میخوام از شما گله کنم که این جکو جونورا چیه شما وهم شهریهاتون میخورید خداوکیلی ؟ آخه سوپ خفاش هم شد غذا ؟ مورچه خوار هم شد غذا ؟
 
این غذ
 
زندگی با همه خوشی ها و سختی هاش در جریانه
راستش اصلا دست و دلم به نوشتن نمی ره. بعد از شهادت سردار دلها، مالک اشتر آقا ، بد بجور ناراحت شدم. بعدم ماجراهای هواپیما و از آبرو گذشتن سردار حاجی زاده...
اون شب بیدار بودم و داشتم خیاطی می کردم . پس فردا عروسی خواهر شوهر بود. یکی از دوستان صبح زود پیام رو برام فرستاد. چقدر ناراحت شدم.... 
بعدم شرکت در راهپیمایی و ... 
شرکت تو تشییع پیکر حاج قاسم
 
عروسی خواهر شوهر رو نشد بندازن عقب. چون یبار عقب افتاده بود
گاهی آرزوی خوبی و موفقیت برای دیگران(از پدر و مادر و خواهر و برادر گرفته تا دوست و همکار و حتی باجناق) آنچنان دلم را  «وا» می کند، که هرگز گردش و سیاحت و دیدن رخ گل و تماشای بلندای آسمان و نظاره گستره ی دریا و شنیدن شرشر آب چنان با دلم نکرده اند. 
گاهی آرزوی خوبی و موفقیت برای دیگران(از پدر و مادر و خواهر و برادر گرفته تا دوست و همکار و حتی باجناق) آنچنان دلم را  «وا» می کند، که هرگز گردش و سیاحت و دیدن رخ گل و تماشای بلندای آسمان و نظاره گستره ی دریا و شنیدن شرشر آب چنان با دلم نکرده اند. 
دم افطاری با داداش رفتیم نونوایی...از اونور هم یه چرخی بخوریم و بیایم...رفت یه محله دیگه نون بخره...
من تو ماشین بودم...دیدم اومد زد به شیشه که بیا...و رفت وایساد تو صف
 ...صف یکی ای ..‌.از صف دوتایی خلوت تر بود...
رفتم...
جاشو داد به من...خودش وایساد پشت سر من...
هردومونم ماسک داشتیم ...والا خیلی شبیهیم و تو اولین نگاه همه متوجه میشن ما خواهر برادریم ..ماشاالله
خلاصه ...
دوتا دستشو گذاشت رو شونه من و وایساد...کله اش رو اورد پشت گوش من یه چیزی گفت من خندیدم...نم
امروز تولد ۱۷ سالگی خواهرم بود...فک کن ۱۷ سالگی.من که باورم نمیشه.دیگه خانومی شده برای خودش .میدونید تولد لاقل این خوبی رو داره که آدم یادش میفته خواهر کوچولوش حالا دیگه بزرگ شده ، برا خودش خانومی شده. ا اینکه اینقد بزرگ شده بغضم گرفته:// خب من هیچیم عین آدم نی :// باید بیشتر مواظب رفتارم باشم .سال دیگه خواهر کوچولوم ۱۸ سالش میشه :/.از ته ته ته قلبم دوسِت دارم . عمیق ترین آرزوی زندگیم برا توعه خواهر کوچولو( البته می‌دونم از نظرت لوس حرفیدم :/ و میخوا
 
اومده دستمو گرفته میگه
یه خواهر دارم ماه نداره...
یه صالحه دارم شاه نداره...
بقیه اشو بلد نیس اهنگ میزنه فقد
و محبته که سر ریزش میشم:))
 
اونشب همه سیاه پوشیم بریم مسجد
هی قربون صدقه اش میرم انقد خوشتیپ شده 
انقد ک جیغش بره هوا
اما بعد ترش میاد محکم فشارم میده تو بغلش
 
 
+منتها همین شخص
سر منچ میگه:صالحه فرار کن ک من خواهر برادر نمیشناسم
اما بازم قشنگه این خل بازیاش
9 + 1 دلیل برای دادن فرزند خود به یک برادر کوچک
با داشتن 2 خواهر و برادر (و پسر) نمی دانم چه شکلی است که با بزرگ شدن شما شرکتی نداشته باشید. مهم نیست که چقدر می جنگید و مواقعی وجود دارد که شما فقط می خواهید آنها را از اتاق خود ناپدید کنند ، نمی توانید زندگی خود را بدون آنها تصور کنید. و سپس زمان مادر شدن شما فرا می رسد ، فرزندتان بزرگ می شود و به این فکر می کنید که چه زمانی و اگر یک یا چند خواهر و برادر به او می دهید.
اگر هنوز تصمیم نگرفته اید ، پس از 10 د
۱. رفتم حسن اباد کامواهای خوشگل خریدم + برا مادرشوهر جان یه کیف دم دستی خریدم + برا مامی یه بولیز توخونه خریدم + برا خودم و خواهر جان لباس خانومانه یه عالمه خریدم
۲. تو مترو پرنده پر نمیزد یه عالمه جا برا نشستن بود:دی
۳. دوش آب داغ و حال خوب کن
دانلود رمان جدال پر تمنا
از این پس شما دوستان می توانید رمان های جدیدتری را از وبلاگ رمان فا تهیه کنید


خلاصه داستان کتاب رمان جدال پر تمنا:

ویولت دختری زیبا با چشمان افسانه ایی، به تازگی از فرانسه با خانواده فرانسوی خود به ایران بازگشته او که اصلیتی ایرانی دارد در دانشگاه با خواهر و برادری آشنا میشود که با ارگل (خواهر) دوست و با آراد (برادر) رقیب میشود . ویولت مسیحی است و ارگل و آراد از یک خانواده مذهبی هستند . کلّ کلّ بین ویولت و آراد اتفاقات
سلام 
من یه خانم حدودا 26 سال هستم. مدت کوتاهیه که عروسی کردم، اومدم سر خونه زندگیم. خانواده من شهر دیگه ای هستن، 3 ساعتی باهاشون فاصله دارم. ... تا خواهریم . خواهر ...ـم ناتنی هست و از ازدواج اول مادرم. نزدیک ... سالشه و چون از بچگی محبت درست و حسابی از مادر و پدر ندیده و شوهر اول مادرم خیلی تو گوشش خونده که از مادرم فاصله بگیره کلا خیلی عصبی، بدبین، خشن  و همیشه ناراحته.
همه جوره احترامش رو داریم، اصلا اون رو ناتنی نمیدونیم، مادرم و ما همیشه محبت و ع
نمی دانم واقعا فاز این خواهر کوچکتر های وسواسی چیه، که از آدم انتظار دارن کمد شریکیمونو عین دسته گل بکنه.
درحالیکه همون آدم مورد نظر، تصور میکنه روزی که تخت خودشو عین دسته گل کرده، رهبر نشان استقلال رو شخصا بهش اهدا می کنه :)
گروهی از محققان داده‌های مربوط به ۱۶ میلیون نفر در کشور سوئد را تجزیه‌وتحلیل کردند که در این میان، بیش از ۱۵۳ هزار فرد به بیماری سرطان خون مبتلا بودند و ۳۹۱ هزار نفر آن، از بستگان درجه‌یک آن‌ها شامل والدین، ​​خواهر و برادر یا فرزندان بودند.
 
خواهر زیبارویم سلام
شب و روزت به خیر
 
 
...... ولش کن
می خواستم چند تا جمله برات بنویسم
حیفم اومد
بهتره که خودم بهت بگم نه اینکه در نبودنِ من بخونیش
 
یه بار که دیدمت بهت خواهم گفت
اینجا حیفه
بگذار وقتی برات می گم صدای نفست رو بشنوم
 
بسم الله النور 
​​​​​​یعنی ازدواج کردی؟؟؟؟؟!!!!من یکی که بسیااااااااااااااااااااااااار بسیاااااار خوشحالمبین این خبرهای ناگوار ایران , ازدواج تو خوشحالی عمیقی برای من رقم زدچه روزهایی توی این نزدیک دوسال با هم داشتیمزمانایی که هرروز با هم تلفنی حرف میزدیمزمانی که یه پیام تو وبلاگم درباره زندگی طلبگی نوشتی و منو با خودت بردی به چند سال پیش خودم...همینم باعث شد دلم بخواد باهات دوست بشم و تمام زورمو زدم تا شمارتو بهم دادیانقدر منو امتحان
قبل از ازدواج یکی از ترس‌هایم پرجمعیت بودن خانواده همسرم بود. برای منی که چندان حوصله رفت و آمدهای خانوادگی را نداشتم، ورود به خانواده‌ای با پنج خواهر و برادر کمی ترسناک بنظر می‌رسید. ترسم از این بود که بیفتم در چرخه مهمانی‌ها و دورهمی‌های خانوادگی و مولودی‌ها و روضه‌های زنانه که با توجه به فضای مذهبی خانواده‌اش، چندان دور از ذهن بنظر نمی‌رسید. می‌ترسیدم صبرم تمام شود یا مجبور شوم آنی باشم که نیستم، که دوست ندارم باشم. اینطور نشد ولی
بیوگرافی مهتاب کرامتی
مهتاب کرامتی متولد 25 مهر سال 1349 در شهر تهران است.  به خاطر مأموریت پدرش یحیی کرامتی، چند سالی را در محلهٔ گلسار رشت زندگی کرد. کرامتی دو خواهر دارد، مادرش استاد دانشگاه و دانش‌آموختهٔ مهندسی صنایع غذایی، خواهر بزرگترش داروساز است.
او بازیگر، تهیه کننده فیلم، کنشگر حقوق کودکان و مدیر هنری ایرانی است و همچنین سفیر حسن نیت و صلح از سوی یونیسف نیز می باشد.
مهتاب کرامتی مدرک رشته میکروبیولوژی دارد. او در سال 1375 دوره های
تمام غلط‌های املایی و تمامی غلط‌های هکسره یک طرف و این که «راجع به» را «راجب» می‌نویسند هم یک طرف. برادر من، خواهر من، آقا، سرور، سرکار قرار نیست هر جور می‌خوانی همان‌طور هم بنویسی. هیچ جای دنیا این‌طور نیست.
مگر خواهر را هم می‌نویسی خاهر؟ یا مجتبی را مشتبا؟ یا انگلیسی‌ها school را مثل skull می‌نویسند؟
وقتی در مورد غلط نویسی صحبت می‌کنم، مورد سخنم فقط اشتباه و بی‌دقتی یک وبلاگ‌نویس نیست، یا یک پیامی در تلگرام که شوهر عمه‌ام دارد برای همه
همین الان داداشم اومد یه جعبه دستش بود، بازش کرد پر از چیزای دخترونه! گفت به کسی نگو ولی دارم برا خانومم از الان کادو جمع میکنم ! اول قند تو دلم آب شد! بعد با خودم گفتم بابا مسخره تو به فکر نتایج کنکورت باش! بعد دیدم به اون دختره حسودیم شد بابا :/ داداش خودمه اصلا!
کیوته*-*
یو جونگیون گرل کراش توایس .....
اون دومین عضو گروهه .... 
یکی از اعضای ووکال  لاینه.... 
۱۰ آبان به دنیا اومده و امسال ۲۴ سالش شد ...
اون یه خواهر به اسم سونگیون داره که همه جا تشویقش کرد^-^
و من با نایون شیپش میکنم... 
تویون  فور اِوِر
یک حسی هست ، یک احساس نیاز ، یک احساس وظیفه ؛ برای خلق چیزی «زیبا» . کسی که آن کار را می‌کند دنبال خالی کردن خودش نیست ، حوصله اش سر نرفته و پول و منافعی هم نمی‌خواهد . نمی‌توان گفت آن را برای «دیگران» می‌کند ، برای «خود» می‌کند . پس عملی خودخواهانه است و در عین حال هیچ سودی نمی‌برد ؛ شاید حتی بارها حین انجام آن کار اذیت شود ، تشر بخورد ، فحش بشنود ، تحقیر شود ، نقش «ساده‌لوح» را بازی کند . بعد، شب که رسید ، توی خودش جمع شود ، ناراحت شود ، احساس
همسایه خانه رو به رویی بادبادک هوا کرده البته موفق آمیز نبود فقط لحظه‌ای بالا آمد و سقوط کرد احتمالا کیس مناسبی است برای اینکه ایمان بیاوریم دنیا هنوز قشنگیاشو داره. البته جدی داره چند روز پیش گربه سفید خاکستری که فسمت خاکستریش راه‌راهه و نمیدونم اسمش چیه اومد پشت پنجره یه کم بم نگاه کرد و رفت. دقیقا جایی که سال پیش یا شایدم دوسال پیش بچه گربه ای جا مانده بود، تراژدی عظیمی بود اگر دقت میکردی بچه گربه‌ای تنها بی کس کنار خواهر مرده اش رها شده
بسم الله النور 
​​​​​​یعنی ازدواج کردی؟؟؟؟؟!!!!من یکی که بسیااااااااااااااااااااااااار بسیاااااار خوشحالمبین این خبرهای ناگوار ایران , ازدواج تو خوشحالی عمیقی برای من رقم زدچه روزهایی توی این نزدیک دوسال با هم داشتیمزمانایی که هرروز با هم تلفنی حرف میزدیمزمانی که یه پیام تو وبلاگم درباره زندگی طلبگی نوشتی و منو با خودت بردی به چند سال پیش خودم...همینم باعث شد دلم بخواد باهات دوست بشم و تمام زورمو زدم تا شمارتو بهم دادیانقدر منو امتحان
و توش نوشت به دخترهایی که بی ادبی به والدینشون می کنن و گاو و زر نزن و خفه و چیزایی که زشته آدم بنویسه نمیگن مبارک 
خوب اونقدر خوشحال شدم که با خودم تصمیم بگیرم دیگه بهش فوش ندم 
ولی خوب اون هنوزم حرف نمیزنه 
حتی یه بسته شکلات شیک مجلسی خریدم و بهش تعارف کردم فقط یکی برداشت و هیچی نگفت 
سلام هم که کردم جوابی نشنیدم 
شکلات رو خودم تعارف کردم و بعد بردم قایم کردم 
چون اصصصصصصلا دلم نمیخواد دختر کوچیکه برداره
و مامان فاطمه (خواهر دومیم) 
اگه تو ب
من را نگاهی کن که محتاج نگاهم
غیر از تو را در این جهان هرگز نخواهم
بیچاره ای هستم که از تو دور ماندم
آقا ببین افتاده ای در عمق چاهم
خوبان همه خود را کنار تو رساندند
راهم بده آقای خوبم، روسیاهم
آلوده ای غرق گناه وشرمگینم
بی تو علی موسی الرضا من بی پناهم
من از گدایان در باب الجوادم
در انتظار لطف بی پایان شاهم
از زهر ، خیلی ناتوان گشتی بمیرم
تا صبح محشر از غم تو غرق آهم
خواهر نبود اما پسر آمد کنارت
باناله می فرمود : رفتی تکیه گاهم؟
اما نبودی کربلا ج
طبق احکام چند روز اول بعد از عقد ویژه خانم جدید است و بعد حق قسم بوجود میاد. ما هم این دوران رو الحمدالله به خوبی و خوشی سپری کردیم. خدا رو شکر از تعدد راضی هستم.در جواب دوستانی که می پرسن  اذیت نیستی و چه حسی داری... باید بگم فکر کنید جاری ، خواهر، خواهرشوهر، مادر شوهر پیشتون زندگی می کنه ... اذیت می شید ؟ خوب تجربه من هنگامی که اونها چند روز پیشم بودن اینجوری بود : کارهای خونه رو باهم انجام می دادیم و درد دل می کردیم و از هر دری صحبت می کردیم و .... .
حال خوب یعنی ...
دوست و رفیق شفیق دبیرستانت که پیش دانشگاهی ازدواج کرد ...
همین الان بهت پیام داده باشه و گفته باشه؛
"خاله شدنت مبارک عشقم "
....
و من به هواااااا پرواز میکنم واسه نی نی کوچولوت ...خواهر خوشگلم ...مامان کوچولوی جذاااااااب ...
از امروزم کلی نوشته بودم
اما چون بلد نبودم چند ثانیه رفتم توی گالری تا یه عکس رو ادیت کنم که وقتی برگشتم دیدم همه ی نوشته هام پاک شده :((((
چون تلاش کردم و دیدم دیگه نمیتونم مثل متن قبلی بنویسم پکر و عصبی ام.
 
+پکر نباش خواهر...
-نیستم :(
+مطمعنی؟؟
- اوهوم، مگه تجربه نبود؟! :)
 
 
حضرت حوا،مادر همه انسانها_آسیه همسر فرعون که بدست او به شهادت رسید_کلثوم خواهر حضرت موسی علیه السلام،_مریم دختر عمران_اینان کسانی بودند که درموقع وضع حملحضرت خدیجه علیها السلام او را کمک کردند.واو توانستسیده زنان عالمیان را به دنیا بیاورد.
معرفی رمان خاطرات یک گیشا اثر آرتور گلدن :
داستان دو خواهر ژاپنی است که بعلت فقر به شخصی فروخته میشوند و داستان
حول زندگی خواهر کوچکتر بنام سایوری است. اینکه او را از کوچکی تربیت
میکنند که در آینده یک گیشا شود ، چیزی مثل ساقی یا مهماندار مردان که طی
مراسمی خاص صورت میگیرد و نیاز به آموزش دارند. همه وقایعی که سایوری در
درازای رمان از سر میگذراند به خاطر علاقه ای است که از نوجوانی به کسی به
نام «رییس» دارد. سایوری متوجه عشق و دلبستگی زیادش به
محمدحسین مومنی حکم کبوتر را دارد برای آنان که دل در گروی حرم دارند.
تشییع پیکر پاکش زیر آفتاب تیز قم و گرمای چهل و دو درجه این شهر، بی درنگ ذکر
حسین را بر لب های تشنه و دلهای آتش گرفته فراق، جاری ساخت.

امروز روز شهادت سیدالشهدای احد بود. وقتی خواهر حمزه خواست با پیکر
برادر وداع کند، پیامبر دستور داد پارچه ای بیاورند و بیندازند روی پیکر پاره پاره
حمزه، پاهای او از آن پوشش بیرون ماند، عده ای خاشاک آوردند و رویش ریختند تا بدن
برادر از چشم خواهر د

تبلیغات

محل تبلیغات شما
خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

دانلود کتاب آموزش سنتور به زبان ساده و مبتدی آموزش زبان ترکی آذری (آذربایجانی) دوربین برترین سایت فیلم ایران مجله اینترنتی جغد وحشی و رمان سایت تفریحی و سرگرمی نیو مطلب زناشویی برتر اللهم عجّل لولیک الفرج کافه پوست و مو